کریسمس
واتیکان در ایام کریسمس و سال نو 2011 میلادی
به قول ایتالیایی ها Buon Natale

داخل کلیسای سنت پیترو واتیکان

مولانا
نه مرادم نه مریدم ،
نه پیامم نه کلامم،
نه سلامم نه علیکم،
نه سپیدم نه سیاهم.
نه چنانم که تو گویی،
نه چنینم که تو خوانی ونه آن گونه که گفتند و شنیدی.
نه سمائم،
نه زمینم،
نه به زنجیر کسی بسته و نه بردهی دینم
نه سرابم،
نه برای دل تنهایی تو جام شرابم،
نه گرفتار و اسیرم،
نه حقیرم،
نه فرستاده پیرم،
نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم
نه جهنم، نه بهشتم
چنین است سرشتم
این سخن را من از امروز نه گفتم،
نه نوشتم،
بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم.
حقیقت نه به رنگ است و نه بو،
نه به های است و نه هو،
نه به این است و نه او،
نه به جام است و سبو...
گر به این نقطه رسیدی به تو سر بسته و در پرده بگویم،
تا کسی نشنود آن راز گهربار جهان را،
آنچه گفتند و سرودند تو آنی ...
خود تو جان جهانی،
گر نهانی و عیانی،
تو همانی که همه عمر به دنبال خودت نعره زنانی
تو ندانی
که خود آن نقطه عشقی
تو اسرار نهانی
همه جا تو
نه یک جای ،
نه یک پای،
همهای
با همهای
همهمهای
تو سکوتی
تو خود باغ بهشتی.
تو به خود آمده از فلسفهی چون و چرایی،
به تو سوگند که این راز شنیدی و
نترسیدی و بیدار شدی،
در همه افلاک بزرگی،
نه که جزئی ،
نه چون آب در اندام سبوئی،
خود اوئی،
بهخود آی
تا بدرخانهی متروک هرکس ننشینی
و به جز روشنی شعشعهی پرتو خود
هیچ نبینی
و گل وصل بچینی
بهخودآ...
منشاء خیر
منشاء خیر باشید
قصد نداشتم به این زودی در این وبلاگ چیزی بنویسم اما امروز یاری دلسوز از پیش ما رفت
<همیشه منشاء خیر باشید > تکیه کلام او همین بود و انصافاً خودش طی مدتی که با او بودم به آن عمل کرد . دیگر بیش از این نمی گویم گرچه دلم میخواهد در وصف خوبی هایش زیاد بنویسم.

جمله مهمانند در این عالم ولیک کم کســی دانـد که او مهـمان کیسـت
جمله حیران وسرگردان عشــق ای عجب این عشق سرگردان کیست
نوشته مذکور مربوط به پست مورخ 14/6/82 این وبلاگ می باشد ... اما امروز شنیدم این یار دلسوز نه تنها از پیش ما، بلکه از دنیا و برای همیشه رفت و جاودانه ابدیت شد ... یادش و خاطراتش گرامی و روحش شاد باد ... شعری بالا یادگاری است از او که همیشه در ذهنم زمزمه اش جاری است
جمله سازی
دنیای جمله سازی بچه ها بعضی وقتها خیلی جالب میشه!
نیما وقتی می خواهد به خواهرش تینا بگه "بیا " میگه: تی تی بیا
ولی وقتی میخواهد بهش بگه "برو" میگه: تی تی بیا نه
هر وقت میخواهد بگه "تینا بیا بخواب" میگه: تی تی لالا
ولی وقتی میخواد بگه "تینا برو اینجا نخواب" میگه: تی تی لالا نه
بقیه جملاتش هم همینطور ساخته میشه
حالا اگه بخواهد از من هم کمک بگیره میگه: بابا تی تی لالا
و وقتی پشیمون میشه میگه : بابا تی تی لالا نه
البته برای تکمیل حرف هاش از اشارات دست و سر و پا و چشمش هم کمک میگیره که اون دیگه خیلی خیلی دیدنی یه
در این خاک

پی نوشت: جاتون خالی چند ماه پیش در ایران برای ناهار میهمان یکی از دوستان بودیم که چشمم به تابلو سفارشی روی دیوار افتاد و از همون جا عکس و نوشته اون تابلو رو برای این پست در نظر گرفتم ... البته ضیافت ناهارش هم خیلی عالی بود
امضاء
امضاء شناسی نیتجه وبلاگ گردی امروزم بود ... 
کسانی که به طرف عقربه های ساعت امضاء میکنند انسانهای منطقی هستند
کسانی که بر عکس عقربههای ساعت امضاء میکنند غیر منطقی هستند
کسانی که از خطوط عمودی استفاده میکنند لجاجت و پافشاری در امور دارند
کسانی که از خطوط افقی استفاده میکنند انسانهای منظمی هستند
کسانی که با فشار امضاء میکنند در کودکی سختی کشیدهاند
کسانی که پیچیده امضاء میکنند شکاک هستند
کسانی که در امضای خود اسم و فامیل مینویسند خودشان را در فامیل برتر میدانند
کسانی که در امضای خود فامیل مینویسند دارای منزلت هستند
کسانی که اسمشان را مینویسند و روی اسمشان خط میزنند شخصیت خود را نشناختهاند
کسانی که به حالت دایره و بیضی امضاء میکنند ، کسانی هستند که میخواهند به قله برسند

پی نوشت : اونهایی که چند تا امضاء دارند جزو کدوم دسته هستند
حماسه انتخابات؟
یکی پرسید اندوه تو از چیست
سبب ساز سکوت مبهمت کیست
برایش صادقانه می نویسم
برای آنکه باید باشد و نیست
انتخابات دهم
تنورش دیگه از داغی گذشته ، به سوزش رسیده ... دودش هم فضای ذهن هایمان را پر و اشکمان را درآورده ... این همه داستان یعنی چه؟
| ناگهان پرده برانداختهای یعنی چه | مست از خانه برون تاختهای یعنی چه | |
| زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب | این چنین با همه درساختهای یعنی چه | |
| شاه خوبانی و منظور گدایان شدهای | قدر این مرتبه نشناختهای یعنی چه | |
| نه سر زلف خود اول تو به دستم دادی | بازم از پای درانداختهای یعنی چه | |
| سخنت رمز دهان گفت و کمر سر میان | وز میان تیغ به ما آختهای یعنی چه | |
| هر کس از مهره مهر تو به نقشی مشغول | عاقبت با همه کج باختهای یعنی چه | |
این هم برلوسکونی
یکی از دوستان خوب این وبلاگ مرتب از برلوسکونی سراغ میگیره فکر کنم به خاطر مطلب زیر باشه 
سیلویو برلوسکونی، نخست وزیر ایتالیا طی ماههای اخیر به فردی جنجال ساز تبدیل است. برلوسکونی که بیش از 70 سال از عمر او می گذرد نسبت به نهاد خانواده کوچکترین پایبندی و تعهدی ندارد و اخیرا مسئله طلاق وی از همسرش در نشریات ایتالیایی جنجالی شده و همسرش بارها وی را به سبب استفاده از زنان بدنام در عرصه سیاست مورد نکوهش قرار داده است بطوریکه اخیرا نخست وزیر ایتالیا اعلام کرده که زندگی مشترک او و همسرش، ورونیکا لاریو خاتمه یافته است. رسانه های ایتالیا هم به شکل گسترده ای، خبر درخواست طلاق ورونیکا لاریو را پوشش داده اند.
در هر حال افراد زیادی هستند که به دلیل ارتباطشان با سیلویو به پستهای سیاسی ایتالیا دست پیدا کرده اند که در این میان مانکنها و هنرپیشههای زن بیشتر مورد توجه رسانهها قرار گرفتند.
بنابر نوشته های مطبوعات ایتالیا، ورونیکا لاریو، همسر ۵۲ سالهی برلوسکونی در ایمیلی برای خبرگزاری ایتالیایی "آنسا" اعتراض خود را نسبت به علاقهی همسرش به زنان جوان و زیبا اعلام کرده بود.
همسر برلوسکونی در ایمیل خود نوشته بود:من و فرزندانم از این زد و بندهای زنان که تنها در خدمت سرگرم کردن فرمانروا هستند، حمایت نمیکنیم. ما تحمل میکنیم.
" آخی، مگه غیر از تحمل کار دیگه ای هم میتونه بکنه"
این هم عکس هاشون
ونیز از نگاهی دیگر
← صفحه بعد
نظرات ()
